حکایت دولت و فرزانگی

حکایت دولت و فرزانگی

هر عصر و زمانه‌ای داستانهای خاص خودش رو میطلبه، داستان‌هایی که حقیقتی سودمند رو برای ما روشن میکنه. کتاب حکایت دولت و فرزانگی هم از همین داستانهاست، این کتاب داستانی قوی و بکر داره و یکی از سودمندترین حقیقت‌ها رو روشن و آشکار میکنه، ” این حقیقت رو که توانگری و وفور نعمت و یک زندگی نیکو و سرشار از موفقیت، اصولی داره که اگر اونها رو یاد بگیریم و به کار ببریم، همه ما میتونیم به اونها دست پیدا کنیم.” مارک فیشر در کتاب مطرحش یعنی کتاب حکایت دولت و فرزانگی، این حقیقت را بسیار هنرمندانه به تصویر کشیده.

کتاب دولت و فرزانگی در قالب داستان نوشته شده، چون داستانها بر روی ضمیرناخودآگاه ما تاثیرات مستقیمی میذارن و نتایج مثبت فراوان و عظیمی رو رقم میزنن. به این جور داستانها میگن “متافور”.

پس بخوایم دقیقتر بگیم میشه اینطوری گفت که این کتاب، متافوری در رابطه با دگرگونی‌های مثبت و فراوانی با تاثیر مستقیم روی ضمیر ناخودآگاه هست.

داستان از جایی شروع میشه که یک آقای جوانی زندگیش و کارش آکنده از ناامیدی و تنگدستی هست و هرچی زمان میگذره مثل کسی که داخل باتلاق گیر کرده فروتر میره. با اینکه سن کمی داشته ولی احساس میکنه داره پیر میشه. در هر سنی که باشیم اگر امید و آرزوهامون رو از دست بدیم این حس سرتاسر وجودمون رو فرا میگیره.

این آقا یاد عموی خودش میفته که پولدار هست و به امید اینکه بتونه این عموی پولدار به اون کمک کنه، رهسپار منزل او میشه و داستان با یک سوال شروع میشه:

“آیا واقعا معتقدی سخت‌کوشی سبب دولت مردمان می‌شود؟”

و شاید جواب خیلی‌هامون مثل این پاسخ باشه:

“اینگونه گمان می‌کنم. همیشه بر این اعتقاد بوده‌ام”……

(منظور از دولت در این کتاب، ثروت، عشق، راحتی، سلامتی، و هرچی که فکر میکنیم خوبه و دلمون میخواد داشته باشیم)

جواب شما در برابر این سوال چیه؟ شاید اگه بجای اینکه کار زیادی انجام بدیم و ساعتهای زیادی رو مشغول باشیم، بیاییم ساعت‌هایی رو خالی کنیم و خوب فکر کنیم و همه چیزهایی که میاد تو ذهنمون رو یادداشت کنیم روزگارمون عوض بشه. تو این داستان قراره همین اتفاق بیفته.

 

نکته‌های کتاب فوق‌العاده حکایت دولت و فرزانگی رو براتون گردآوری کردم، امیدوارم که خوشتون بیاد.

فقط اینو بدونید که هر کاری زحمت خودش رو میطلبه.

1- بیشتر مردم میترسن که چیزی بخوان و وقتی عاقبت چیزی میخوان، به اندازه کافی اصرار و پافشاری نمی‌کنند و این خطاست.

به رفتار بچه‌ها، دقت کردید وقتی یه چیزی رو میخوان خیلی راحت اونو میگن و انقدر پافشاری میکنن روش تا اونو بدست میارن، ما هممون وقتی بچه بودیم اینطوری بودیم، کم کم که بزرگ شدیم، کمتر چیزی خواستیم چه از خودمون چه از دیگران، و اگر هم واقعا احساس نیاز کردیم اصلا اصرار نکردیم روش و همینطوری براحتی از خواسته خودمون دست کشیدیم.

 

2- تا حالا از خودتون به صورت جدی پرسیدید که چرا تا حالا دولتمند نشدید؟

همین حالا با صدای بلند فکر کنید. اولش قطعا سخته، حتی ممکنه که هر چیزی بیاد تو ذهنتون و در مورد هر چیزی فکر کنید جز همین سوال. خب طبیعیه اینا مکانیزم ضمیرناخودآگاهه. کی از راحتی بدش میاد، ضمیر ناخودآگاه ما هم همینطوریه، نمیخواد شما به سختی بیفتی.

 

3- از کارتون راضی هستید؟ واقعا وقتی دارید کارتون رو انجام میدید خوشحالید یا فقط برای امرار معاشه؟ کدومش؟

برای اکثر دولتمندان کار یه فعالیته لذت‌بخشه، یه تفریح بی پایان و معمولا هم خیلی کم به خودشون مرخصی میدن. اما همینجا یه نکته هست. نکته‌اش هم اینه که فقط لذت بردن از کار به تنهایی کمک نمیکنه که شما دولتمند بشید. برای دولتمند شدن باید از راز و رمزش آگاه باشید و اون رو به کار ببریدش.

 

4- یه سوال خیلی عجیب و مهم!

آیا معتقد هستید که اصلا راز و رمزی وجود داره؟؟؟؟
اگر جوابتون مثبت هست، اولین قدم را برداشتید. بیشتر مردم به این موضوع معتقد نیستن، اگر فکر کنید که نمیتونید دولتمند بشید، به ندرت اتفاق میفته که دولتمند بشید، باید با این اعتقاد که میتونید دولتمند بشید شروع کنید. برای اینکار باید روی باورهاتون کار کنید.
(تمامی عادت‌ها، رفتارها، سبک زندگی، حرف دیگران و … وقتی که مداوم تکرار میشن تبدیل به باورهای محکم و قوی میشن در ذهن ما، حالا همین کارو برای ساخت باورهای درست هم میشه انجام داد، یعنی حالا میایم یکسری رفتارها و عادت‌های کوچکی رو با تکرار تبدیل به باور مثبت میکنیم، جلوتر در این مورد حرف میزنیم با هم)

 

5- بزرگترین محدودیت در مسیر دولتمند شدن، کمبود تخیل خودتونه.

یعنی وقتی که اصلا معتقد نباشید که اسراری برای دولتمند شدن وجود داره، یا اصلا شما هم میتونید جزو یکی از دولتمندها باشید، چیزهایی که جلوی چشمتون هست و میتونه بهتون کمک کنه رو اصلا نمیبینید، مثل وقتی که دنبال دسته کلیدتون یک ساعت تموم تو خونه میگردید در حالی که اون جلوی چشمتون روی میزه.

 

یه سوال: چقدر حاضرید برای اینکه اون اسرار رو بدونید، پول پرداخت کنید؟

الان عددهای مختلفی تو ذهنتون به رقص دراومده، شاید کمی هم ترس، شاید هم کمی استرس داشته باشید همراه با اون عددها، همین حالا عددی که تو ذهنتون داره میچرخه رو بنویسید رو کاغذ

هر چیزی یه بهایی داره؟ قبول دارید؟

حالا یه فرصت دیگه دارید. یه مبلغ دیگه بنویسید، مبلغی بزرگتر از قبلی. این یه فرصت عالی برای شماست.

 

6- اینو بدونید که افرادی که صبر میکنن تا مثلا اوضاع تغییر کنه و شرایط عالی محیا بشه، هرگز کاری رو انجام نمیدن، زمان مطلوب همین حالاست.

رقمو تا میتونید ببرید بالاتر. (اگر میخواید که در زندگی موفق بشید، باید مطمئن باشید که حق انتخاب دیگه‌ای ندارید، باید پشتتون رو بچسبونید به دیوار و تمام نیروهاتون رو جمع کنید و به پیش برید) شما اگه میخواید دولتمند بشید باید ذهنتون به مبالغ بالا عادت کنه. این اول راهه

اگر بدونید که در مدت زمانی کمتر از یه سال مبلغی که نوشتید رو با کار کمتر بدست میارید، آیا حاضرید اون مبلغ رو روی چک بنویسید و امضا کنید؟

البته که باید محتاط بود تا از خطاهای بسیار به دور باشید ولی باید حواستون هم باشه که احتیاط زیادی شما رو از فرصت‌های پیش‌ روتون دور نگه نداره.

ذهن شما باید به امضای چک‌های با مبالغ بالا عادت کنه، شاید حس غریبی براتون باشه الان.

 

7- هشدار! شاید دولتمند شدن زیادی آسون به نظرتون برسه،

حواستون باشه سادگیش شما رو گول نزنه، هربار که دچار شک و تردید میشید، گفته موزارت رو بخاطر بیارید که میگه: نبوغ در سادگیه.

در ابتدای راه شک و تردید به سراغتون میاد حتما، زمان که بگذره به غیرمنتظره‌ترین شکل ممکن خودش رو نشون میده. فقط باید به این راه کمی ایمان داشته باشید. همین.

 

خب شروع میکنیم این راهو، آماده‌اید با نقشه گنج کتاب حکایت دولت و فرزانگی پیش بریم؟

 

1- رقم پولی رو که میخواید بدست بیارید و همچنین تاریخی که اون مبلغ رو میخواید رو همین حالا روی کاغذ بنویسید.

چرا بنویسید؟ اگر ندونید به کجا میخواید برید،‌ احتمالا به هیج جایی نمیرید.

اگر به شما بگن استخدام شدید تو یه شرکت عالی با پول فراوون،  احتمال میخواید بدونید کدوم شرکت، کار چیه، از کی شروع میشه،‌ پول فراوون یعنی چقدر و ….. ولی هیچی به شما نمیگن، حتما میگید خالی‌بندیه و میرید سراغ کار دیگه.

کلام شفاهی هیچ اعتباری نداره، باید کلام مکتوب بشه. زندگی میخواد بدونه که دقیقا از اون چی میخواید، اگه چیزی نخواید، چیزی هم بدست نمیارید.

 اولین کاری که باید بکنید اینه که درخواست کنید، اگر یه چیز مبهم بخواید، چیزهای مبهم هم گیرتون میاد. هر درخواستی که میکنید باید کاملا دقیق باشه، باید مقدارش و مهلتش رو تعیین کنید.

60 ثانیه فرصت دارید که سریع تمرکز کنید و رقمی که یکسال بعد از تاریخ امروز رو میخواید بنویسید.

به رغم هر شغلی که دارید یا حتی شغلی که میخواید انتخاب کنید برای بدست آوردن این مبلغ، مهمترین کاری که باید انجام بدید اینه که روی خودتون کار کنید.

“مبلغی که روی کاغذ نوشتید، نمایانگر ارزشی هست که تو ذهنتون از خودتون دارید، چه بخواهید چه نه، تو ذهنتون اندازه اون مبلغ ارزش دارید و همونو بدست میارید نه بیشتر نه کمتر.

شاید پیش خودتون بگید من منطقی هستم، حساب بانکیم اینقدره، کارم اینه و …. این افکار تا حدودی معتبر هستن ولی شرایط بیرونی چندان مهم نیستن، همه رویدادهای زندگی شما آینه‌ای هستند که دارن اندیشه‌های شما رو نشون میدن.

اگر بخواید طرز فکرتون رو همین طوری نگه دارید هیچ چیزی تغییر نمیکنه.” در واقع اگر بخواید زندگیتون تغییر کنه، اندیشه‌هاتون رو باید تغییر بدید. تجزیه و تحلیل ذهنی تو این مسیر کمکتون نمیکنه و فقط به موانع تبدیل میشن، شاهکارهای بزرگ توسط کسانی خلق شدن که به قدرت ذهنشون ایمان داشتند. افراد موفق هیچوقت نمیزارن اوضاع و شرایط اونها رو کنترل کنه و اذیتشون کنه. اونها معتقد بودن که میتونن کارای بزرگ انجام بدن و انجام هم دادند.

خب دوباره فرصت دارید یه رقم دیگه رو کاغذ بنویسید. قطعا اینبار تغییر کرده اون رقم، تبریک میگم شما قدم بزرگی رو برداشتید.

 

2- بزرگترین محدودیت‌ها، مرزهایی هستند که انسان‌ها خودشون به خودشون تحمیل کردن، بزرگترین مانع کامیابی و سعادت، موانع ذهنی شما هست. حد و مرزهای ذهنتون رو گسترش بدید تا حد و مرزهای زندگیتون گسترس پیدا کنه.

حد و مرز ذهنی رو تو تمرین قبلی انجام دادیم، متوجه شدید.

در ابتدا آسونترین راه برای اینکه تصویر خودمون رو تغییر بدیم اینه که یه کاغذ سفید بردارید و مدام ارقام بزرگ روش بنویسید و هربار اونها رو زیاد کنید.

از گسترش حد و مرزهای ذهنیتون نترسید. راز هدف اینه که هم جاه‌طلبانه باشه هم قابل دسترس. نه زیادی محافظه کار و نه اینکه از رویا بترسید.

 

3- در خلوت بنشینید و مسیر تقدیر مالیتون رو تا 6 سال دیگه تعیین کنید. بنویسید که تا 6 سال بعد از تاریخ امروز دولتمند میشم و همچنان دولتمند میمونم.

هر سال درآمدت رو از سال پیش دوبرابر کن.

این مسیربه نظر بعضی‌ها شاید خنده‌دار بیاد. بهرحال اونایی که میخندن، دولتمند نیستن

حتما هر احساسی که در ذهنتون میاد رو بنویسید تا عادت کنید.

تا زمانی که به آرمان دولتمند شدن عادت نکردید و بخشی از زندگی‌تون نشده و در درون اندیشه‌هاتون وارد نشده، هیچ چیزی نمیتونه به شما کمک کنه.

بزارید این عبارت تاکیدی هدایتگر شما باشه و بهش فکر کنید. ” تا شش سال از تاریخ امروز دولتمند میشم و همچنان دولتمند میمونم”

 

4- هرچی خواستنت شدیدتر باشه، تو زندگیت با سرعتی بیشتر نمایان میشه، خواستن شدید در هر زمینه، صمیمیت و شدت، لازمه کامیابیه،

فقط آرزوی سوزان کافی نیست باید ایمان داشته باشید که دولتمند میشید. راه کسب ایمان از طریق تکرار کلام هست.

کلام بر زندگی درونی و بیرونی ما تاثیرات خارق‌العاده‌ای میذاره ولی معمولا ما اونو بر ضد خودمون به کار میبریم.

وقتی تخیل و منطق با هم در تضادند، همواره تخیل هست که برنده میشه. یادتون باشه

 چه بخواهیم و چه نخواهیم کلام بر زندگیمون عمیقا اثر میذاره.

 

5- راه کسب دولت و ثروت آکنده از موانع هست، ولی این مانع‌ها به شما مربوط نیست، لازم نیست اونو رو شونه‌هاتون حمل کنید.

تسلط به تقدیرتون و جامه عمل پوشوندن به آرزوها و رویاهاتون هدف زندگی هست، مابقی اینها بی اهمیت هستند.

 

6- هرچی آرزوی دولتمند شدن رو درونی‌تری کنید، قدرتمندتر میشه. ذهنتون فرق بین خیال و واقعیت رو متوجه نمیشه.

سالهای سال به خودتون گفتید که نمیتونم، حالا وقته اینه که تصویری که از خودتون دارید رو تغییر بدید و ذهن ناهوشیارتون هم مجاب میشه که شما میتونید.

آدمها بازتاب اندیشه‌هایی هستند که در ذهنشون نقش بسته. بهترین راه‌حل تکرار هست. (فن تلقین به خود)

 

 7- بنویسید که تا پایان سال ….. دارایی به ارزش … خواهم داشت و هر سال تا 5 سال این دارایی‌ها دو برابر میشه تا در پایان سال ششم از حالا دولتمند میشوم و همواره دولتمند خواهم ماند.

در این میان هدفهای کوتاه‌مدت نیز برای خودتون تعیین کنید تا در طول مسیر رسیدن به اونها به شما انگیزه بده.

بهرجهت مهمترین چیز اینه که هدفهاتون رو روی کاغذ بنویسید و با ارقام بازی کنید. نترسید، اینکار خطری نداره. بازی ارقام بهتون کمک میکنه تا با اونها آشناتر بشید. خیلی‌‌ها حاضر نیستن که روی کاغذ بنویسن. شما متفاوت باشید و طرح‌ها و برنامه‌هاتون رو بنویسید

به اهدافتون کمیت بدید یعنی بگید از هر چیزی چقدر میخوام درآمد داشته باشم.

هدف= مهلت انجام= رقم دریافتی

 

8- هر فرصتی را بی‌درنگ بدست بیارید. رفته رفته پولی که بدست میارید بیشتر میشه. حواستون باشه که پول ارباب شما نشه. همیشه چشمتون به اون چشم‌اندازی که در اول مسیر داشتید، باشه.

در طول روز حداقل 50 بار و بلکه بیشتر پشت سرهم و باصدای بلند این جمله رو تکرار کنید “هر روز زندگیم از هر جهت بهتر و بهتر میشود”

 

9- شاید ندونید که چه چیزی به شما حس رضایت میده و اصلا چه چیزهایی باید اتفاق بیفته که شما بتونید بگید من نیکبختم.

خب در اینصورت از خودتون بپرسید و عمیقا بهش فکر کنید که اگر قرار بود همین امشب بمیرم، چه کارهایی رو امروز میکردم؟

شاید جواب شما هم مثل خیلی‌ها این باشه که یکار متفاوت میکردم، همون کاری که فقط تو خواب و رویام بوده، فقط یه عده انگشت شمارند که میگن همین کاری که الان دارم انجام میدم رو در اون روز هم انجام میدن. اینها کسانی هستند که دارن از زندگیشون لذت میبرن.

  • ” هر روز طوری زندگی کنید که انگار آخرین روز زندگیتون هست. و با انجام کاری که میخواید اون روز رو به کاملترین نحو زندگی کنید. اگر واقعا چند ساعت بیشتر فرصت نداشته باشید چه میکنید؟
  • باید جرات داشته باشید و بی‌ درنگ عمل کنید.
  • ذهنتون رو تقویت کنید تا موقعیت ها تسلیم آرزوهاتون بشن. از کارتون لذت ببرید.
  • اهدافی رو تعیین کنید که سبز باشه یعنی نه به خودتون صدمه بزنه نه به دیگران.

زندگی برای کسانی غیرقابل دسترس هست که اندیشه محدودی دارند.

بارها در همین برگه نوشتم براتون” اون چیزی که از زندگی میخواید رو با دقیق‌ترین جزییات بنویسید، بی آنکه از نوشتن چیزی صرفنظر کنید. این کار، حد و مرز جاه‌طلبیها و ذهنیت شما رو نشون میده، راستی رویای شما چیه؟ چه چیزی شما رو راضی میکنه؟”

ایمان میتونه یه کوه رو جابه‌جا کنه.

 

10- اکنون و اینجا زندگی کنید، نه در گذشته یا آینده.

تمرکز کلید کامیابی در همه زمینه‌های زندگی هست، هر چقدر که شما متمرکزتر باشید، سریعتر و موثرتر میتونید کار کنید و متوجه جزییاتی میشید که از چشم دیگران مخفی خواهد موند. با افزایش تمرکز قادر خواهید بود افرادی رو که میبینید با یک نظر متوجه بشید اونها واقعا چه کسانی هستند،‌ همه چیز رو همونطوری که هست میبینید.

در این مسیر به شدت باید متمرکز باشید در اینصورت هم اعتماد به نفس در شما رشد پیدا میکنه هم اینکه مشکلات زندگی نمیتونن به شما آسیبی بزنن. هروقت ذهنتون به بالاترین سطح تمرکز برسه، به وضعیت خارق‌العاده ای دست پیدا میکنید که در اون رویاهاتون با واقعیت‌ها کاملا منطبق هست.

همواره اینو به خاطر بسپارید که بالاتر از یه سطحی، دیگه ابری وجود نداره، اگه زندگیتون گاهی ابری میشه بخاطر اینه که روحتون اونقدری که باید بالا نرفته.

هر چیزی اونقدری مهم میشه که تو بهش ارزش دادی، حتی مشکلات.

 

11- اندیشه و رفتارهاتون باید برای موفقیت هماهنگ باشن. نمیتونید اندیشه آدم دولتمند و با اعتماد به نفس بالا رو داشته باشید در حالی که وقتی راه میرید سرتون پایینه و غوز میکنید.

 

12- نترسید و تست کنید. شهامت تقاضا کردن رو داشته باشید.

13- در مسیر دولتمند شدن مثبت باشید، جوری عمل کنید که انگار پیشاپیش اون چیزی که درخواست کردید مال شماست

14- هر وقت دچار تردید شدید چند تلقین مثبت به خودتون بکنید.

15- بی باک و جسور باشید و خیر و صلاح دیگران  رو هم در نظر بگیرید. یادتون هست که نوشتم هدفتون باید سبز باشه و به بقیه آسیب نزنه

16- شما شروع کنید، همه نشانه‌ها از راه میرسند.

 

بزرگترین دارایی ما آزادی و رهایی از هر وابستگی هست.

 

نویسنده: نسیم اینانلو پژوهشگر و محقق nlp و مهارتهای زندگی موفق

5 1 رای
Article Rating
عضو
اشاره به موضوع
guest
3 Comments
جدیدترین نظرات
قدیمی‌ترین نظرات نظرات با تعداد رای زیاد
بازخورد درون خطی
دیدن همه نظرها
عبدالمجید
عبدالمجید
3 ماه قبل

بسیار عالی و آموزنده و همچنین ساده و روان،همیشه موفق و سرافراز باشید.

آرش محمدپور
آرش محمدپور
11 ماه قبل

خیلی سایتهای متفاوت هستند که خلاصه کتاب ارائه میدن با فرمت‌های مختلف ولی اینطوری نیست. خیلی روان و ساده بود و بسیار تأثیرگذار بود. ممنون از شما