مذاکره با ضمیر ناخودآگاه

مذاکره با ضمیر ناخودآگاه

حل کردن یک اختلاف مستلزم پیداکردن زمینه‌های توافق در پس آن اختلاف است. این موضوع در رابطه با تمام اختلافات صدق می‌کند، چه اختلاف بین دو نفر باشد و چه اختلاف بین “قسمت‌های خودمان“.
ما با دیگران مذاکره می‌کنیم تا چیزی را که می‌خواهیم بدست آوریم، اما با خودمان هم مذاکره می‌کنیم.

 

قسمت‌های مختلف ما چیزهای متفاوت و معمولا ناسازگار از یکدیگر می‌خواهند!

آیا یک تکه دیگر کیک بردارم؟ پس حالا که می‌خواهم وزنم را کم کنم و کیک را ترک کنم، چه می‌شود؟

باید به باشگاه ورزشی بروم، اما حوصله ندارم. بهتر است در خانه بمانم و فیلم ببینم، اما دوستانم هم برای تفریح از من دعوت کرده‌اند و دلم می‌خواهد بروم…

می‌خواهم آن شلوار شیک را بخرم، اما آن وقت نمی‌توانم پیراهنی را که می‌خواستم بخرم…

و این گفتگوها به همین ترتیب ادامه پیدا می‌کند.

مذاکره با ضمیر ناخودآگاه- قسمت‌های مختلف ما چیزهای متفاوت و معمولا ناسازگار از یکدیگر می‌خواهند!
مذاکره با ضمیر ناخودآگاه- قسمت‌های مختلف ما چیزهای متفاوت و معمولا ناسازگار از یکدیگر می‌خواهند!

آیا ما واقعا از قسمت‌های مختلفی تشکیل شده‌ایم؟

خیر. ما واقعا از قسمت‌های مختلفی تشکیل نشده‌ایم، اما انرژی خود را برای بیان‌های متفاوتی از خود و برای اهداف متفاوتی صرف می‌کنیم و وقتی این بیان‌ها و اهداف با یکدیگر ناسازگار باشند، احساس می‌کنیم که به “قسمت‌هایی” تقسیم شده‌ایم.
واژه “قسمت‌ها” در واقع استعاره‌ای است از نحوه احساسات ما.

مذاکره با ضمیر ناخودآگاه- واژه "قسمت‌ها" در واقع استعاره‌ای است از نحوه احساسات ما.
مذاکره با ضمیر ناخودآگاه- واژه “قسمت‌ها” در واقع استعاره‌ای است از نحوه احساسات ما.

مذاکره با ضمیر ناخودآگاه برای چه؟

قسمت‌های مختلف درونی ممکن است به طور همزمان خود را ابراز کنند که در این حالت احساس می‌کنیم در یک زمان دچار ناهماهنگی شده‌ایم.
در حالی که قسمت‌های ما در حال جنگ با یکدیگر هستند و هیچ‌یک آن‌قدر قدرتمند نیست که دیگری را شکست دهد، احساس فلج‌شدن به ما دست می‌دهد.

 گاهی اوقات یکی از قسمت‌ها پیروز می‌شود اما ما احساس راحتی نمی‌کنیم، زیرا قسمت بازنده همچنان به جنگ ادامه می‌دهد. 

آن قسمت هنوز به ما تعلق دارد و نیازهایی دارد که باید به آنها احترام گذاشته شود.

قسمت‌ها ممکن است جابجا شوند! به این ترتیب که ابتدا یکی از آنها قدرت بیشتری دارد، سپس دیگری قدرت پیدا می‌کند. پس از آن ما به صورت پی‌ در پی احساس ناهماهنگی می‌کنیم و رفتار یک روزمان با روز دیگر متفاوت است.

قسمت‌ها خود را به صورت رفتار بروز می‌دهند. برای مثال، یک قسمت از ما ممکن است بخواهد که ما کار کنیم، در حالیکه قسمت دیگر شاید دوست داشته باشد که ما با یک نوشیدنی در دست بنشینیم و استراحت کنیم.

ممکن است شما در نهایت تصمیم بگیرید که کار کنید، اما با حواس‌پرتی (ناهماهنگی در یک زمان) به استراحت بپردازید و احساس گناه کنید و سپس دوباره کار کنید و احساس سرخوردگی کنید (ناهماهنگی پی در پی).

این حواس‌پرتی، احساس گناه و سرخوردگی از قسمت نادیده ‌گرفته شده که مشغول یک جنگ چریکی کوچک است، ناشی می‌شود.

مذاکره با ضمیر ناخودآگاه- جنگ بین قسمت ها
مذاکره با ضمیر ناخودآگاه- جنگ بین قسمت ها

وقتی قسمت‌های ناسازگار در حال جنگ هستند، شما هر کاری هم که انجام دهید، خوشحال نمی‌شوید.

یک نمونه رایج دیگر هنگامی است که یک قسمت می‌خواهد دیگران را شاد کند، در حالی‌که قسمت دیگر از خواسته‌هایی که دیگران مطرح می‌کنند، بیزار است.

 

براساس تمامی موارد گفته شده، مذاکره با ضمیرناخودآگاه با هدف توجه به منظورهای مفید هر یک از قسمت‌های مخالف هم، شناسایی اشتراکات و ایجاد صلح و آشتی میان آنها صورت می‌گیرد.

در دوره‌های nlp و با تکنیک‌های عملی مختلف یاد می‌گیریم که چگونه با ایجاد هماهنگی بین قسمت‌ها و رفع تضادهای درونی، با رفتارها و احساساتی متعادل در مسیر اهدافمان حرکت کنیم.

 

لطفا فایل صوتی مذاکره با ضمیر ناخودآگاه در NLP را گوش فرمایید:

 

نویسنده: مهدی عرب زاده مدرس NLP
منبع: آکادمیک NLP

 

5 2 رای‌ها
Article Rating
عضو
اشاره به موضوع
guest
2 Comments
جدیدترین نظرات
قدیمی‌ترین نظرات نظرات با تعداد رای زیاد
بازخورد درون خطی
دیدن همه نظرها
مهران گنبدی
میهمان
مهران گنبدی
16 روز قبل

کاملا روشن کننده بود. ممنون از شما استاد گرانقدر

آکادمیک NLP
آکادمیک NLP
16 روز قبل
پاسخ به   مهران گنبدی

سلام و احترام دوست عزیز،
از حضورتون بسیار سپاسگزاریم.

00
Months
00
Days
00
Hours
00
Minutes
00
Seconds

تخفیف ویژه از شنبه تا سه‌شنبه

برای استفاده از پشتیبانی و تخفیف ویژه 

همین حالا ثبت‌نام کنید...